تبلیغات
اشعار ائمه معصومین - شعر شهادت فاطمه زهرا
 
اشعار ائمه معصومین

موجی رسید هیبت دریا تکان نخورد

آتش گرفت دامنش اما تکان نخورد

او قول داده بود فدای علی شود

در پشت در به خاطر مولا تکان نخورد

زهرا خودش علیست چرا کم بیاورد

چون کوه از مقابل آنها تکان نخورد

با هیبت از حریم ولایت دفاع کرد

طوری که آب در دل مولا تکان نخورد

مسمار لعنتی به پرش گیر کرده بود

این بود علتش اگر از جا تکان نخورد

وقتی نیاز داشت نیازش زنانه بود

وقتی دوید خادمه آقا تکان نخورد

آن ضربه ی غلاف مگر که چه کرده بود

ازآن به بعد بازوی زهرا تکان نخورد



نوع مطلب : شعر فاطمه زهرا شهادت، 
برچسب ها : شعر فاطمه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
پنجشنبه 9 شهریور 1396 ساعت 16 و 02 دقیقه و 08 ثانیه
Hi there! This article could not be written any better! Looking at this article reminds me of
my previous roommate! He continually kept preaching about this.
I will forward this post to him. Pretty sure he'll have a good read.
Thank you for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی