تبلیغات
اشعار ائمه معصومین - ولادت امام صادق
 
اشعار ائمه معصومین

به هر کرانه سر زده روشنی صبح امید

باد بهار عاشقان ، به جانب چمن وزید

ز مشرق طلوع نور ، صبا رسد به صد نوید

به گوشه‌ی بنفشه زار ، یک گل تک دانه دمید

گلی که چشم دو جهان ، شبیه او دگر ندید

ز آسمان ز کهکشان ، زمزمه می رسد به گوش

کسی به جمع قدسیان ، نمانده ساکن و خموش

عیان شده ز بی نشان ، نشان جنبش و خروش

داده سبو بر همگان ، ساقی مستِ مِی فروش

هر که در این دایره بود ، کوثر ناب سرکشید

میان باغ و گلسِتان ، گل یگانه می رسد

نور زمین و آسمان ، در این میانه می رسد

در شب تار اختران ، ماه زمانه می رسد

عشق از آن سوی جهان ، بدین بهانه می رسد

که در طریق دلبری ، دلبر دلبران رسید

کسی که شد ز غمزه اش ، طریق دلبری تمام

همان که جمع انبیاء به حضرتش دهد سلام

هم او که چشم مست او ، ربوده دل ز خاص و عام

در شب میلاد نبی ، ز بیت پنجمین امام

جلوه نموده عالمی ، که عالمش شده مرید

خدا نموده در رُخش ، تجلی دوباره ای

هر دو جهان به امر او ، به غمزه و اشاره‌ای

که دم به دم ز روی او ، به خود کند نظاره ای

عصمت و نور هشتمین ، یا ششمین ستاره ای

که در سپهر سروری ، خدای عشق برگزید

او که به صد یوسف مصر ، درس جمال می دهد

به انبیاء و اولیا ، شرح کمال می دهد

به هر زلیخا ز شعف ، شوق وصال می دهد

چهره او به آرزو ، شور خیال می دهد

زآن که خدای روی خود ، به وجه صادقش کشید

بگو یا یاس و نسترن ، عطر شقایق آمده

ز رحمت و لطف خدا ، هرآن چه لایق آمده

به جسم بی روح زمان ، جان خلایق آمده

ز نسل پاک فاطمه ، حضرت صادق آمده

خدا کسی به صدق او ، به خلقتش نیافرید

راستی از صداقتش ، کرم رهین منتش

نم نم باران وجود ، بارش ابر رحمتش

سخاوت و بخشش و جود ، سائل یک کرامتش

خلقت کل ماسوا ، به خاطر ولایتش

تمام آفرینش از ، محبتش شده پدید

مست شود حور و ملک ، ز نغمه های یاربش

درس ولایت است و عشق ، زمزمه های مکتبش

اختر و ماه و کهکشان ، چراغ کوچک شبش

هم او که ذکر فاطمه ، بوده دمادم به لبش

بدین جهت از دولبش ، کوثر ناب می چکید

به پیش نور روی او ، شرم نموده مهر و مه

به پای درس و بحث او ، خضر و خلیل طفل ره

یکسره یغما ببرد ، دل به دو چشمان سیه

هر که شود محب او ، نماندش هیچ گنه

سوی گناه کی رَوَد ، آن که محبتش چشید

ز چشم مشکین و لبش ، ز ابروی کمان مگو

برای سجده پیش او ، ز اهل آسمان مگو

ز مستی زیارتش ، به جمع قدسیان مگو

که گفتی نباشد آن ، چه عشق شد نهان ، مگو

اگر خدا جلوه کند ، چگونه شرح می دهید

هرکه به درگه اش رسد ، شود همه دست نیاز

به موسم ولادتش ، خدا به او نموده راز

به پیشگاه حق خودش ، لب به نیاز کرده باز

به لحظه شهادتش ، کند سفارش به نماز

به رسم عشق جان دهید ، تا که ولایش بخرد

نوع مطلب : ولادت امام صادق، 
برچسب ها : شعر امام صادق،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی