تبلیغات
اشعار ائمه معصومین - مطالب شهادت امام موسی بن جعفر
 
اشعار ائمه معصومین

***

باب الحوائج هستی و عالم گدایتان

امّید نا امیدها نوشته خدایتان


ای ملجاء همیشگی بی پناه ها

ای مستجاب لحظه به لحظه  دعایتان


میگفت مادرم که دخیل های بسته اش

وا شد به روضه ها و به این سفره هایتان!


آقا به کاظمین تو گر ره نداده اند

پرواز کرده دل به کنار رضایتان


بدکاره ای رسیده به آزارتان ولی

در سجده ات فتاد و شده مبتلایتان


گویا اسیر جذبه ی روحانی ات شدند

جمع ِ محافظان ِ به زندان سرایتان


ای آسمان نشین و امام فرشته ها

مقتل چرا نوشته سیاهچال جایتان؟


اصلا مگر سیاهچال برای شما کم است ؟

زنجیر و قل چرا زدند  دست و پایتان؟


در زیر تازیانه ی این بی حیاترین

تقطیع میشود نفس و ناله هایتان


با این قواره های کفن بهر تو دلم

رفته کنار بی کفن کربلایتان




نوع مطلب : شهادت امام موسی بن جعفر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

به شاخه ی گل احساس من لگد می زد

ز روی دشمنی و كینه وحسد می زد

 

مرا به جرم خطایی كه مرتكب نشدم

هزار مرتبه با تازیانه حد می زد

 

درون سینه ی خود عقده ها ز خیبر داشت

به استناد همان مدرك و سند می زد

 

همیشه موقع سیلی زدن‎‏‏‎‎، به لبخندی

به اهلبیت نبی حرف های بد می زد

 

اگر اجل به سراغم نمی رسید آنجا

گمان كنم كه مرا تا الی الابد می زد



نوع مطلب : شهادت امام موسی بن جعفر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

اثری نیست به جا از من و خاکستر من

ای خدا شکر که دور است ز من دختر من

 

گرچه تاریک و مخوف است فضای زندان

عوض شمع بسوزد دل غم پرور من

 

ای رضا کاش که می آمدی و می دیدی

چه تراشیده و کاهیده شده پیکر من

 

اثر سلسله بر گردن من جا انداخت

ولی از کینه کسی قطع نکرده سر من

 

تنم آزرده شده ‌٬ ‌زیر سم اسب نرفت

چه گذشته است خدایا به دل مادر من

 

لبم از روزه شده خشک ولی چوب نخورد

چوب خورده به لبی که به فدایش سر من

 

عمه ام را سر هر کوچه و بازار زدند

یاد این صحنه رود خون ٬ ز دو چشم تر من



نوع مطلب : شهادت امام موسی بن جعفر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

ندارد ابر چون این چشم گریانی که من دارم

ندارد آتشی چون آه سوزانی که من دارم

 

قسم بر روشنی روز که ، از یاد من رفته

ندارد آسمان چون شام ظلمانی که من دارم

 

سحر وقت نمازم می کند از خواب بیدارم

نوازش های دست این نگهبانی که من دارم

 

شکسته استخوان ساق پایم از غل و زنجیر

نگفتم با کسی از درد پنهانی که من دارم

 

قسم بر روزگار در اسارت بودن زینب

ندید او این چنین تاریک زندانی که من دارم

 

چه می شد که ملاقاتم شبی معصومه می آمد

تسلی بهر این حال پریشانی که من دارم



نوع مطلب : شهادت امام موسی بن جعفر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آقا بیا که روضه ی موسی بن جعفر است
چشمانمان ز داغ مصیباتشان تر است

جامه سیاه بر تن و بر جان شرار آه
دلها به یاد غصه او پر ز آذر است

افتاده است بی کس و تنها ، غریب وار
مردی که با تمامی خلقت برابر است

مرثیه خوان حضرت کاظم ، خود خداست
بانی روضه ،حضرت زهرای اطهر است

زندان نگو ، که گرم مناجات با خداست
غار حرای حضرت موسی بن جعفر است

مرغی که در قفس ، نفسش تنگ آمده
از وی به جای مانده فقط یک بغل پر است

از تازیانه خوردن حضرت نگو دگر
ارثیه ای رسیده به ایشان ز مادر است

باشد همیشه ورد زبانم به هر نفس
لعنت به آن یهودی بی دین که کافر است


ای من فدای شال عزای شما شوم
آقا بیا که روضه موسی بن جعفر است



نوع مطلب : شهادت امام موسی بن جعفر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

شعر اشاره به زنی بد کاره دارد که برای اذیت امام موسی بن جعفر بردن داخل زندان که با نگاه موسی بن جعفر زن فاسد اصلاح شد و سر بر روی خاک گذاشته و در زندان توبه می کرد...



نوع مطلب : شهادت امام موسی بن جعفر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()

آهسته گذارید روی تخته تنش را

تا میخ اذّیّت نكند پیرهنش را

 

اصلاً بگذارید رویِ خاك بماند

زشت است بیارند غلامان بدنش را

 

این ساق ِبهم ریخته كِتمان شدنی نیست

دیدند روی تخته ی در ، تا شدنش را

 

این مرد الهی مگر اولاد ندارد

بردند چرا مثل غریبان بدنش را

 

این مرد نگهبان كه حیا هیچ ندارد

بد نیست بگیرد جلوی آن دهنش را

 

این هفت كفن روضه ی گودال حسین است

ای كاش نیارند برایش كفنش را

 

نه پیرهنی داشت حسین نه كفنی داشت

مدیون حصیرند مرتب شدنش را



نوع مطلب : شهادت امام موسی بن جعفر، 
برچسب ها : شعر،
لینک های مرتبط :
نظرات ()





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی